تبليغاتX
تاملات تاکسی - توهمات تاکسی
مخلوق خسته ام که گوشم فراخ ترین دهلیز قلبم است

در اولین تاکسی با منظره ای از دست ها و پاهای متحرک روبرو شدم که به شیشه عینک راننده وارد و از آن خارج می شدند. به این کادر کوچک مدور گه گاه انگشتان راننده هم افزوده می شد و من که از یک زاویه ی بی اجازه، به چشم و چشم انداز راننده در یک زمان نگاه می کردم دچار غربت عمیقی نسبت به پیرامون خود شدم؛

*

آشناترین پدیده ها چیزهایی هستند که برای مدت طولانی با آنها زندگی می کنیم،اما غریبه ترین پدیده ها چیزهایی هستند که برای مدت طولانی به آنها فکر می کنیم!فرقی هم نمی کند که با آنها زیسته باشیم یا نه. طبیعی است که من با خال های صورتم و یا موهای دستم که به تازگی زاویه رویش آنها بی هیچ دلیل روشنی به سمت چپ گراییده بیشتر از پدر و مادر و همکاران نزدیکم زندگی می کنم. اما به مجرد اینکه به آنها می اندیشم غریبه می شوند. شاید هم این طور باشد که ما به پدیده های غریبه بیشتر از پدیده های آشنا می اندیشیم. به همین خاطر غریبگی اندیشه برانگیز و جاذبی که در اعضای بدن دیگران هست ،در اعضای بدن خودمان نیست؛

*

درون اتاقک لخت یک تاکسی که به چندین مرحله پیش از ساخت اتومبیل پسرفت کرده نشسته ام و سمت راستم یک تکه دست ظریف با انگشتانی لاغر روی سطرهای کتابی درباب روانشناسی مردان حرکت می کند. ناخن هایش سه سطر بالاتر را هم پوشانده اند و بالاخره معلوم نیست کدام جمله را می خواند. دست_ واژه ای قرین راندن،مالیدن،سابیدن،کوبیدن،بستن و گشودن_ بار دیگر در شیشه عینک راننده ظاهر می شود. او مردی است که سعی دارد شیشه تاکسی را پاک کند! با زور خم شده ام تا بند کفشم را ببندم و پا_واژه ای قرین چسبیدن،چسباندن،تاشدن،بازشدن،له شدن،له کردن،کوبیدن و کشیدن_این زیر،فراوان است. دید می زنم با واژه ای قرین چریدن،دویدن،خوابیدن، و زاریدن! اتومبیل کناری با حجم عظیمی آهنگ از راه می رسد و لبان سرنشین ها، حرکاتی نامفهوم دارند و گوش واژه ای ست قرین نشنیدن و شنیدن ! دماغ های گوشکوبی و عقابی و قلمی به سرعت نیمرخ یکدیگر را پشت سر می گذارند و مینی بوس،آه! بد واژه ایست قرین بوئیدن،چکیدن،خاریدن نالیدن و پلاسیدن! جهان به مجموعه ای متلاشی مبدل شده که اجزای آن در تلاش مذبوحانه ای برای رابطه داشتن با یکدیگر هستند و مغز واژه ای است با عرض پوزش ، قرین گوزیدن، ریدن و ..ئیدن!

نوشته شده توسط سولمازنراقی در ساعت 11:45 | لینک  |